[ˈaʊ̯sˌmɪstn̩]
تمیز کردن (اصطبل/فضای کثیف)
معنی، مثال و مترادفِ ausmisten ←Wir müssen den Stall ausmisten.
ما باید اصطبل را تمیز کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی