[ˈaʊ̯sˌhɛndɪɡn̩]
تحویل دادن
معنی، مثال و مترادفِ aushändigen ←Wir sollten uns nachher treffen, damit ich es dir aushändigen kann.
باید بعداً همدیگه رو ببینیم تا بتونم این رو بهت تحویل بدم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی