[ˈaʊ̯fˌtʁaɪ̯bn̩]
تهیه کردن، یافتن
معنی، مثال و مترادفِ auftreiben ←Wie viele Freiwillige konntest du auftreiben?
چند تا داوطلب توانستی پیدا کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی