[ˈanˌdʁeːən]
روشن کردن، پیچاندن
معنی، مثال و مترادفِ andrehen ←Laß dir doch nicht immer so einen Ramsch andrehen!
نگذار همیشه این جنسهای بیکیفیت را به تو قالب کنند!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی