[ˈanˌbʁɪŋən]
نصب کردن، الصاق کردن
معنی، مثال و مترادفِ anbringen ←Wir haben im Badezimmer Spotleuchten anbringen lassen.
ما در حمام نورافکنهای نقطهای نصب کردهایم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی