[ˈanˌʔaɪ̯ɡnən]
تصاحب کردن، مالک شدن
معنی، مثال و مترادفِ aneignen ←Tom möchte sich rasch und leicht fremde Sprachen aneignen.
تام میخواهد سریع و راحت زبانهای خارجی یاد بگیرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی