[ˈapˌveːʁən]
دفع کردن، پس زدن
معنی، مثال و مترادفِ abwehren ←Der Talisman, den er trägt, soll die bösen Geister abwehren.
طلسمی که همراهشه قراره ارواح خبیثه رو دور کنه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی