[ˈapˌʃtɛmpl̩n]
برچسب زدن، مهر زدن
معنی، مثال و مترادفِ abstempeln ←Ich merke schon: Sie wollen mich als Hysterikerin abstempeln.
کاملاً متوجهم؛ میخواید بهم برچسب یک زن هیستریک بزنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی