[ˈapˌmaxn̩]
توافق کردن، جدا کردن
معنی، مثال و مترادفِ abmachen ←Werden Sie einen Termin mit Herrn Ito abmachen?
آیا با آقای ایتو قرار ملاقات ترتیب میدهید؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی