Trennbare Verben
فعلهایی که پیشوندشان در جمله جدا میشود و ته جمله مینشیند.
تصور کن ساعت هفت صبح زنگ ساعت زنگ میزند. تو از خواب بلند میشوی، دوش میگیری، صبحانه میخوری و بعد به محل کار میروی. تمام این کارها را با افعالی انجام میدهی که در آلمانی یک رفتار عجیب دارند: در مصدر (صورت اصلی فعل) یک تکهی اضافه جلویشان میچسبد، ولی وقتی میخواهی در جمله استفادهشان کنی، آن تکه جدا میشود و به انتهای جمله میرود! به این افعال میگوییم Trennbare Verben یعنی «افعال جداشدنی».
مثال ساده: میخواهی بگویی «من ساعت هفت بیدار میشوم». در آلمانی میگویی: Ich stehe um sieben auf. دقت کن: مصدرش áufstehen است (تکیه روی áuf)، ولی در جمله، auf جدا شده و رفته تهِ جمله.
وقتی فعل را صرف میکنی (مثلاً در زمان حال ساده / Präsens)، پیشوند جداشدنی میرود ته جمله. فعل اصلی جایش همانجای معمول است، ولی پیشوند جدا میشود. به این مثالها دقت کن:
فرض کن یک فعل جدید دیدی، مثل mitbringen (با خود آوردن). کافی است به مصدرش نگاه کنی: mítbringen. تکیهی کلمه روی mít است. اگر تکیه روی پیشوند باشد، یعنی آن پیشوند جدا میشود. اگر تکیه روی خود فعل اصلی باشد (مثل vergessen — تکیه روی ges)، پیشوند جدا نمیشود.
an-, auf-, aus-, ein-, mit-, nach-, vor-, zu-, zurück- — اینها رایجترین پیشوندهای جداشدنی هستند. هر کدام یک «معنای پایه» دارد که به مثالهایش کمک میکند:
خیلی وقتها یادمان میرود پیشوند را بگذاریم ته جمله. مثلاً بهجای «Ich stehe um sieben auf»، میگوییم «Ich stehe um sieben». این یعنی «من ساعت هفت [چیزی] میایستم» که اصلاً ربطی به بیدار شدن ندارد! پس همیشه قبل از نقطه گذاشتن، یک بار جمله را چک کن: آیا پیشوند جداشدنی ته جمله هست یا نه؟
دستهی دیگری از پیشوندها هم داریم که هرگز جدا نمیشوند: be-, ge-, er-, ver-, zer-, ent-, emp-, miss-. مثلاً verstehen (فهمیدن) همیشه یکجا میماند: Ich verstehe Deutsch. هیچوقت نمیگوییم «Ich stehe Deutsch ver». پس اگر تکیه روی بخش دوم فعل است، پیشوند جدا نمیشود. اینها را با هم قاطی نکن!
| فعل | مصدر | تکیه | رفتار | |-----|------|------|-------| | aufstehen | áufstehen | روی پیشوند | جدا میشود | | mitkommen | mítkommen | روی پیشوند | جدا میشود | | verstehen | verstéhen | روی فعل | جدا نمیشود | | bekommen | bekómmen | روی فعل | جدا نمیشود |
اگر در آزمون دیدی «___ sie mit?»، بدون شک جواب Kommt است، چون فعل اصلی kommen است و mit پیشوند جداشدنی. امتحان کن!
| ویژگی | جداشدنی (trennbar) | جدانشدنی (untrennbar) |
|---|---|---|
| پیشوندها | an, auf, aus, ein, mit, nach, vor, zu, zurück | be, ge, er, ver, zer, ent, emp, miss |
| تکیه در مصدر | روی پیشوند (áufstehen) | روی خود فعل (verstéhen) |
| جای پیشوند در جمله | تهِ جمله | همیشه چسبیده به فعل |
| مثال | Ich stehe auf. / Ich stehe um 7 auf. | Ich verstehe dich. (نه: Ich stehe dich ver) |
| ضییر | فعل اصلی + پیشوند | معنای فارسی |
|---|---|---|
| ich | stehe ... auf | من بیدار میشوم |
| du | stehst ... auf | تو بیدار میشوی |
| er/sie/es | steht ... auf | او بیدار میشود |
| wir | stehen ... auf | ما بیدار میشویم |
| ihr | steht ... auf | شما بیدار میشوید |
| sie/Sie | stehen ... auf | آنها بیدار میشوند |
Ich stehe jeden Morgen um halb sieben auf.
من هر صبح ساعت شش و نیم بیدار میشوم.
Der Deutschkurs fängt um neun Uhr an.
کلاس زبان آلمانی ساعت نه شروع میشود.
Mein Bruder kommt heute Abend mit.
برادرم امشب همراه [ما] میآید.
Wann gehst du nach Hause zurück?
کی به خانه برمیگردی؟
Wir verstehen die Hausaufgabe nicht.
ما تکلیف را نمیفهمیم. (verstehen جدانشدنی است، هیچوقت جدا نمیشود)
Nimmst du den Regenschchirm mit?
چترت را با خودت میبری؟
فراموش کردن پیشوند در انتهای جمله — «Ich stehe um sieben» بدون auf، معنایش کاملاً عوض میشود.
۹ تمرینِ این درس
خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرینهای همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.
شروع رایگان