سطح A2

مصدر با zu

Infinitiv mit zu

ساختار «…کردن را» و اینکه کِی zu لازم است و کِی نه.

توضیح

سلام دوست عزیز! 😊 امروز می‌خواهیم با هم یک ابزار فوق‌العاده کاربردی در زبان آلمانی یاد بگیریم: مصدر با zu (به آلمانی: Infinitiv mit zu). این ساختار کمک می‌کند جمله‌هایی بسازیم که در آن‌ها به یک فعل اشاره می‌کنیم، بدون اینکه هنوز آن فعل را اجرا کنیم یا فاعلش را تکرار کنیم. یعنی جمله‌ات هم کوتاه‌تر می‌شود، هم حرفه‌ای‌تر! بیا با یک مثال ساده شروع کنیم: من می‌گویم «من یاد می‌گیرم آشپزی کنم». در آلمانی می‌شود: Ich lerne kochen. حالا اگر بخواهم بگویم «من وقت دارم آشپزی کنم»، دیگر نمی‌گویم «Ich habe Zeit, kochen»، بلکه می‌گویم: Ich habe Zeit, zu kochen. دیدی؟ zu آمد وسط و کار ما را راه انداخت!

## قانون اصلی چیست؟

وقتی در یک جمله دو فعل داریم، یعنی یک فعل اصلی و یک فعل دیگر که هنوز اتفاق نیفتاده، معمولاً باید آن فعل دوم را به شکل مصدر ببریم انتهای جمله و قبلش zu بگذاریم. ساختار کلی این است: موضوع + فعل اصلی + ... , zu + مصدر. مثلاً: Es ist wichtig, viel Wasser zu trinken. (مهم است که آب زیادی بنوشیم.) فعل اصلی «ist» است، و «trinken» که هنوز نیامده، با «zu» به آخر جمله رفته است.

## استثنای خیلی مهم: افعال وجهی!

شاید الان بپرسی «پس بعد از können و müssen هم باید zu بگذارم؟» پاسخ کوتاه: نه! ❌ بعد از افعال وجهی (Modalverben) مثل können, müssen, wollen, sollen, mögen, dürfen، حرف اضافه‌ی zu نمی‌آید. به همین سادگی. مثلاً می‌گوییم: Ich kann schwimmen. (می‌توانم شنا کنم.) نه Ich kann zu schwimmen. این استثنا را حسابی یادت نگه دار، چون زیاد امتحان می‌شود!

## افعال جداشدنی چطور؟

افعال جداشدنی (Trennbare Verben) در آلمانی پیشوند دارند، مثل aufstehen (بلند شدن) یا einkaufen (خرید کردن). وقتی می‌خواهیم آن‌ها را به شکل مصدر با zu استفاده کنیم، zu می‌رود بین پیشوند و بقیه‌ی فعل. یعنی می‌شود: aufzustehen و einzukaufen. مثلاً: Ich stehe um 7 Uhr auf. می‌شود: Ich versuche, um 7 Uhr aufzustehen. (سعی می‌کنم ساعت ۷ بلند شوم.)

## سه ساختار طلایی با zu

حالا می‌رسیم به سه عبارت پرکاربرد که با مصدر zu می‌آیند:

  • um ... zu یعنی «برای اینکه» (بیان هدف). مثال: Ich gehe in die Bibliothek, um zu lernen. (برای درس خواندن به کتابخانه می‌روم.)
  • ohne ... zu یعنی «بدون اینکه». مثال: Er geht, ohne sich zu verabschieden. (می‌رود بدون اینکه خداحافظی کند.)
  • statt ... zu یعنی «به جای اینکه». مثال: Statt zu schlafen, liest er ein Buch. (به جای خوابیدن، کتاب می‌خواند.)

این سه تا را خوب تمرین کن، چون در مکالمه و نوشتار خیلی به کارت می‌آیند. آفرین به تو که تا اینجا همراهی کردی! 💪

صرف فعل در حالت مصدر با zu — چند نمونه‌ی پرکاربرد

نوع فعلمصدر سادهمصدر mit zuمثال در جمله
سادهkochenzu kochenIch habe Zeit, zu kochen.
جداشدنیaufstehenaufzustehenEs ist schwer, früh aufzustehen.
جداشدنیeinkaufeneinzukaufenIch vergesse, einzukaufen.

مثال

  • Es ist wichtig, gesund zu essen.

    مهم است که سالم غذا بخوری.

  • Ich versuche, jeden Tag Sport zu machen.

    سعی می‌کنم هر روز ورزش کنم.

  • Ich kann gut schwimmen.

    من می‌توانم خوب شنا کنم.

  • Sie muss morgen früh aufstehen.

    او باید فردا زود بلند شود.

  • Ich gehe in den Park, um sich zu entspannen.

    برای اینکه استراحت کنم، به پارک می‌روم.

  • Er geht, ohne sich zu verabschieden.

    او می‌رود بدون اینکه خداحافظی کند.

۹ تمرینِ این درس

خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرین‌های همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.

شروع رایگان