سطح A1فعل

zuspielen

پاس دادن

English: to pass (a ball)

صرف فعل zuspielen

حال
er spielt zu
گذشته‌ی ساده
er spielte zu
پرفکت
hat zugespielt
امری
spiel zu! / spielt zu!
  • ich spiele zu
  • du spielst zu
  • er/sie/es spielt zu
  • wir spielen zu
  • ihr spielt zu
  • sie spielen zu

جمله‌ی مثال با zuspielen

  • Der Ball wird ihm zugespielt.

    توپ به او پاس داده می‌شود.

مترادف و متضاد

مترادف

«zuspielen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.