سطح A1فعل

zusitzen

در جلسه حضور داشتن (نشستن در کنار)

English: to attend a meeting (as observer)

صرف فعل zusitzen

حال
er sitzt zu
گذشته‌ی ساده
er saß zu
پرفکت
hat zugesessen

جمله‌ی مثال با zusitzen

  • Sie sitzt dem Ausschuss zu.

    او در کمیته عضو/حاضر است.

مترادف و متضاد

«zusitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.