سطح C2فعل

zuschieben

هل دادن، سرزنش کردن

English: to push, to blame

صرف فعل zuschieben

حال
er schiebt zu
گذشته‌ی ساده
schob zu
پرفکت
hat zugeschoben
امری
schieb zu! / schiebt zu!
  • ich schiebe zu
  • du schiebst zu
  • er/sie/es schiebt zu
  • wir schieben zu
  • ihr schiebt zu
  • sie schieben zu

جمله‌ی مثال با zuschieben

  • Wieso Tom die Schuld zuschieben?

    چرا تقصیر را گردن تام بیندازیم؟

«zuschieben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.