سطح C1فعل

zusammensetzen

کنار هم گذاشتن، مونتاژ کردن

English: to assemble, to put together

صرف فعل zusammensetzen

حال
er setzt zusammen
گذشته‌ی ساده
setzte zusammen
پرفکت
hat zusammengesetzt
امری
setz zusammen! / setzt zusammen!
  • ich setze zusammen
  • du setzt zusammen
  • er/sie/es setzt zusammen
  • wir setzen zusammen
  • ihr setzt zusammen
  • sie setzen zusammen

جمله‌ی مثال با zusammensetzen

  • Wir müssen die Teile sorgfältig zusammensetzen.

    ما باید قطعات را با دقت کنار هم بگذاریم.

«zusammensetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.