سطح A1فعل

zusammenpassen

هماهنگ بودن

English: to match, to fit together

صرف فعل zusammenpassen

حال
er passt zusammen
گذشته‌ی ساده
er passte zusammen
پرفکت
hat zusammengepasst
امری
pass zusammen! / passt zusammen!
  • ich passe zusammen
  • du passt zusammen
  • er/sie/es passt zusammen
  • wir passen zusammen
  • ihr passt zusammen
  • sie passen zusammen

جمله‌ی مثال با zusammenpassen

  • Die Farben passen gut zusammen.

    این رنگها خوب با هم هماهنگ هستند.

مترادف و متضاد

متضاد

«zusammenpassen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.