سطح A1فعل

zusammenleben

با هم زندگی کردن

English: to live together

صرف فعل zusammenleben

حال
er lebt zusammen
گذشته‌ی ساده
er lebte zusammen
پرفکت
hat zusammengelebt
امری
leb zusammen! / lebt zusammen!
  • ich lebe zusammen
  • du lebst zusammen
  • er/sie/es lebt zusammen
  • wir leben zusammen
  • ihr lebt zusammen
  • sie leben zusammen

جمله‌ی مثال با zusammenleben

  • Sie leben seit zwei Jahren zusammen.

    آن‌ها دو سال است با هم زندگی می‌کنند.

مترادف و متضاد

مترادف

«zusammenleben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.