سطح B2فعل

zuordnen

نسبت دادن، دسته‌بندی کردن

English: to assign, to categorize

صرف فعل zuordnen

حال
er ordnet zu
گذشته‌ی ساده
ordnete zu
پرفکت
hat zugeordnet
امری
ordne zu! / ordnet zu!
  • ich ordne zu
  • du ordnest zu
  • er/sie/es ordnet zu
  • wir ordnen zu
  • ihr ordnet zu
  • sie ordnen zu

جمله‌ی مثال با zuordnen

  • Ich kann seinen Akzent nicht recht zuordnen.

    نمی‌توانم لهجه‌اش را درست تشخیص دهم.

«zuordnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.