سطح C2فعل

zubringen

گذراندن، سپری کردن

English: to spend (time)

صرف فعل zubringen

حال
er bringt zu
گذشته‌ی ساده
brachte zu
پرفکت
hat zugebracht
امری
bring zu! / bringt zu!
  • ich bringe zu
  • du bringst zu
  • er/sie/es bringt zu
  • wir bringen zu
  • ihr bringt zu
  • sie bringen zu

جمله‌ی مثال با zubringen

  • Ich will nicht mein ganzes Leben hier zubringen.

    نمی‌خواهم تمام عمرم را اینجا بگذرانم.

«zubringen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.