سطح A2فعل

zeugen

شاهد بودن

English: to testify, to bear witness

صرف فعل zeugen

حال
er zeugt
گذشته‌ی ساده
zeugte
پرفکت
hat gezeugt
امری
zeuge! / zeugt!
  • ich zeuge
  • du zeugst
  • er/sie/es zeugt
  • wir zeugen
  • ihr zeugt
  • sie zeugen

جمله‌ی مثال با zeugen

  • Raben zeugen keine Tauben.

    کلاغ زاد، کبوتر نمی‌شه.

«zeugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.