سطح C2فعل

schwängern

باردار کردن

English: to impregnate

صرف فعل schwängern

حال
er schwängert
گذشته‌ی ساده
schwängerte
پرفکت
hat geschwängert
امری
schwängere! / schwängert!
  • ich schwängere
  • du schwängerst
  • er/sie/es schwängert
  • wir schwängern
  • ihr schwängert
  • sie schwängern

جمله‌ی مثال با schwängern

  • Er wollte sie nicht schwängern, aber es passierte.

    او نمی‌خواست او را باردار کند، اما اتفاق افتاد.

«schwängern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.