سطح C2فعل

zertreten

لگدمال کردن، پایمال کردن

English: to trample, to crush

صرف فعل zertreten

حال
er zertritt
گذشته‌ی ساده
zertrat
پرفکت
hat zertreten
امری
zertritt! / zertretet!
  • ich zertrete
  • du zertrittst
  • er/sie/es zertritt
  • wir zertreten
  • ihr zertretet
  • sie zertreten

جمله‌ی مثال با zertreten

  • Maria hat die Kiste zertreten.

    ماریا جعبه را له کرد.

«zertreten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.