سطح C2فعل

zerren

کشیدن، رمیدن

English: to tug, to pull

صرف فعل zerren

حال
er zerrt
گذشته‌ی ساده
zerrte
پرفکت
hat gezerrt
امری
zerr! / zerrt!
  • ich zerre
  • du zerrst
  • er/sie/es zerrt
  • wir zerren
  • ihr zerrt
  • sie zerren

جمله‌ی مثال با zerren

  • Ich musste ihn aus dem Bett zerren.

    مجبور شدم او را از تخت بیرون بکشم.

«zerren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.