تکهتکه کردن
English: to chop up
Er zerhackte das Holz mit der Axt.
او هیزم را با تبر تکهتکه کرد.
Sie zerhackte das Gemüse in kleine Stücke.
او سبزیجات را تکهتکه کرد.
«zerhacken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.