سطح A1فعل

weinen

گریه کردن

English: to cry

صرف فعل weinen

حال
er weint
گذشته‌ی ساده
er weinte
پرفکت
hat geweint
امری
weine! / weint!
  • ich weine
  • du weinst
  • er/sie/es weint
  • wir weinen
  • ihr weint
  • sie weinen

جمله‌ی مثال با weinen

  • Das Baby fängt an zu weinen.

    بچه شروع به گریه کردن می‌کند.

مترادف و متضاد

«weinen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.