سطح A1فعل

wechseln

تعویض کردن

English: to change, to swap

صرف فعل wechseln

حال
er wechselt
گذشته‌ی ساده
er wechselte
پرفکت
hat gewechselt
امری
wechsele! / wechselt!
  • ich wechsle
  • du wechselst
  • er/sie/es wechselt
  • wir wechseln
  • ihr wechselt
  • sie wechseln

جمله‌ی مثال با wechseln

  • Ich wechsle den Reifen.

    من لاستیک را عوض می‌کنم.

  • Können Sie bitte die Bremsbeläge an der Hinterachse wechseln?

    آیا می‌توانید لطفاً لنت‌های ترمز محور عقب را تعویض کنید؟

مترادف و متضاد

«wechseln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.