سطح B1فعل

weggehen

رفتن، دور شدن

English: to go away, to leave

صرف فعل weggehen

حال
er geht weg
گذشته‌ی ساده
ging weg
پرفکت
ist weggegangen
امری
geh weg! / geht weg!
  • ich gehe weg
  • du gehst weg
  • er/sie/es geht weg
  • wir gehen weg
  • ihr geht weg
  • sie gehen weg

جمله‌ی مثال با weggehen

  • Ich muss nun weggehen.

    حالا باید بروم.

«weggehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.