سطح C2فعل

festsitzen

گیر کردن

English: to be stuck

صرف فعل festsitzen

حال
er sitzt fest
گذشته‌ی ساده
saß fest
پرفکت
hat festgesessen
امری
sitz fest! / sitzt fest!
  • ich sitze fest
  • du sitzt fest
  • er/sie/es sitzt fest
  • wir sitzen fest
  • ihr sitzt fest
  • sie sitzen fest

جمله‌ی مثال با festsitzen

  • Drehen Sie diese Schraube ein, sie muss festsitzen!

    این پیچ رو بچرخون، باید محکم بشه!

«festsitzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.