سطح B1فعل

wachen

بیدار ماندن، نگهبانی دادن

English: to stay awake, to keep watch

صرف فعل wachen

حال
er wacht
گذشته‌ی ساده
wachte
پرفکت
hat gewacht
امری
wache! / wacht!
  • ich wache
  • du wachst
  • er/sie/es wacht
  • wir wachen
  • ihr wacht
  • sie wachen

جمله‌ی مثال با wachen

  • Er wachte die ganze Nacht.

    او تمام شب بیدار ماند.

«wachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.