سطح C2فعل

vorwarnen

پیشاپیش هشدار دادن

English: to forewarn

صرف فعل vorwarnen

حال
er warnt vor
گذشته‌ی ساده
warnte vor
پرفکت
hat vorgewarnt
امری
warn vor! / warnt vor!
  • ich warne vor
  • du warnst vor
  • er/sie/es warnt vor
  • wir warnen vor
  • ihr warnt vor
  • sie warnen vor

جمله‌ی مثال با vorwarnen

  • Ich muss dich vorwarnen: diese Geschichte ist nichts für schwache Nerven.

    باید از قبل به تو هشدار بدهم: این داستان برای اعصاب ضعیف مناسب نیست.

«vorwarnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.