سطح B2صفت

vorzeitig

زودهنگام، پیش از موعد

English: premature, early

جمله‌ی مثال با vorzeitig

  • Wir haben das Kino vorzeitig verlassen.

    ما زودتر از موعد از سینما بیرون آمدیم.

«vorzeitig» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.