سطح B2فعل

vertreten

نمایندگی کردن / جانشین شدن

English: to represent, to substitute for

صرف فعل vertreten

حال
er vertritt
گذشته‌ی ساده
vertrat
پرفکت
hat vertreten
امری
vertritt! / vertretet!
  • ich vertrete
  • du vertrittst
  • er/sie/es vertritt
  • wir vertreten
  • ihr vertretet
  • sie vertreten

جمله‌ی مثال با vertreten

  • Melinda hat mich vertreten.

    ملیندا به جای من آمد.

مترادف و متضاد

«vertreten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.