سطح C2فعل

verstummen

خاموش شدن

English: to fall silent

صرف فعل verstummen

حال
er verstummt
گذشته‌ی ساده
verstummte
پرفکت
ist verstummt
امری
verstumm! / verstummt!
  • ich verstumme
  • du verstummst
  • er/sie/es verstummt
  • wir verstummen
  • ihr verstummt
  • sie verstummen

جمله‌ی مثال با verstummen

  • Furcht ließ ihn verstummen.

    ترس او را به سکوت کشاند.

«verstummen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.