سطح C1فعل

ausklingen

به پایان رسیدن، محو شدن

English: to end, to fade away

جمله‌ی مثال با ausklingen

  • Das Konzert klang mit einem langsamen Lied aus.

    کنسرت با یک آهنگ آهسته به پایان رسید.

«ausklingen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.