تخلف کردن از، نقض کردن
English: to violate, to contravene
Er hat gegen die Verkehrsregeln verstoßen.
او از قوانین راهنمایی و رانندگی تخلف کرد.
«verstoßen gegen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.