سطح C2فعل

verstauen

بار زدن، جا دادن

English: to stow away

صرف فعل verstauen

حال
er verstaut
گذشته‌ی ساده
verstaute
پرفکت
hat verstaut
امری
verstau! / verstaut!
  • ich verstaue
  • du verstaust
  • er/sie/es verstaut
  • wir verstauen
  • ihr verstaut
  • sie verstauen

جمله‌ی مثال با verstauen

  • Morgens verstauen wir den Futon.

    صبح‌ها فوتون را جمع می‌کنیم.

«verstauen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.