سطح C2فعل

verspotten

مسخره کردن

English: to mock, to ridicule

صرف فعل verspotten

حال
er verspottet
گذشته‌ی ساده
verspottete
پرفکت
hat verspottet
امری
verspotte! / verspottet!
  • ich verspotte
  • du verspottest
  • er/sie/es verspottet
  • wir verspotten
  • ihr verspottet
  • sie verspotten

جمله‌ی مثال با verspotten

  • Hör auf, mich zu verspotten!

    دیگه مسخره‌م نکن!

«verspotten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.