سطح B1فعل

versehen

مجهز بودن، اشتباه کردن

English: to be equipped, to make a mistake

صرف فعل versehen

حال
er versieht
گذشته‌ی ساده
versah
پرفکت
hat versehen
امری
versieh! / verseht!
  • ich versehe
  • du versiehst
  • er/sie/es versieht
  • wir versehen
  • ihr verseht
  • sie versehen

جمله‌ی مثال با versehen

  • Wir haben die Dörfler mit Lebensmitteln versehen.

    ما به روستایی‌ها مواد غذایی دادیم.

«versehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.