تار شدن، مبهم شدن
English: to blur, to become vague
Meine Erinnerungen von ihr fangen an, zu verschwimmen.
خاطراتم از او دارد محو میشود.
«verschwimmen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.