سطح C2فعل

verschwimmen

تار شدن، مبهم شدن

English: to blur, to become vague

صرف فعل verschwimmen

حال
er verschwimmt
گذشته‌ی ساده
verschwamm
پرفکت
ist verschwommen
امری
verschwimme! / verschwimmt!
  • ich verschwimme
  • du verschwimmst
  • er/sie/es verschwimmt
  • wir verschwimmen
  • ihr verschwimmt
  • sie verschwimmen

جمله‌ی مثال با verschwimmen

  • Meine Erinnerungen von ihr fangen an, zu verschwimmen.

    خاطراتم از او دارد محو می‌شود.

«verschwimmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.