سطح C2فعل

verschleppen

به تأخیر انداختن، کش دادن

English: to delay, to drag out

صرف فعل verschleppen

حال
er verschleppt
گذشته‌ی ساده
verschleppte
پرفکت
hat verschleppt
امری
verschleppe! / verschleppt!
  • ich verschleppe
  • du verschleppst
  • er/sie/es verschleppt
  • wir verschleppen
  • ihr verschleppt
  • sie verschleppen

جمله‌ی مثال با verschleppen

  • Wir dürfen die Entscheidung nicht weiter verschleppen.

    نباید تصمیم‌گیری را بیشتر به تأخیر بیندازیم.

«verschleppen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.