سطح C2فعل

verpfänden

گرو گذاشتن

English: to pawn, pledge

صرف فعل verpfänden

حال
er verpfändet
گذشته‌ی ساده
verpfändete
پرفکت
hat verpfändet
امری
verpfänd! / verpfändet!
  • ich verpfände
  • du verpfändest
  • er/sie/es verpfändet
  • wir verpfänden
  • ihr verpfändet
  • sie verpfänden

جمله‌ی مثال با verpfänden

  • Wir werden das Haus verpfänden, um etwas Geld leihen zu können.

    خانه را گرو می‌گذاریم تا بتوانیم کمی پول قرض بگیریم.

«verpfänden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.