سطح C2فعل

verdursten

از تشنگی مردن

English: to die of thirst

صرف فعل verdursten

حال
er verdurstet
گذشته‌ی ساده
verdurstete
پرفکت
ist verdurstet
امری
verdurst! / verdurstet!
  • ich verdurste
  • du verdurstest
  • er/sie/es verdurstet
  • wir verdursten
  • ihr verdurstet
  • sie verdursten

جمله‌ی مثال با verdursten

  • Tom fing an zu verdursten.

    تام داشت از تشنگی می‌مرد.

«verdursten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.