سطح C1فعل

umstimmen

نظر کسی را عوض کردن

English: to change someone's mind

صرف فعل umstimmen

حال
er stimmt um
گذشته‌ی ساده
stimmte um
پرفکت
hat umgestimmt
امری
stimm um! / stimmt um!
  • ich stimme um
  • du stimmst um
  • er/sie/es stimmt um
  • wir stimmen um
  • ihr stimmt um
  • sie stimmen um

جمله‌ی مثال با umstimmen

  • Maria konnte Tom umstimmen.

    ماریا توانست تام را راضی کند.

«umstimmen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.