دلبستن، فریفتن
English: to charm, to beguile
Er versuchte, sie mit Komplimenten zu umgarnen.
او سعی کرد با تعریفها او را فریب دهد.
«umgarnen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.