سطح C2فعل

umgarnen

دلبستن، فریفتن

English: to charm, to beguile

صرف فعل umgarnen

حال
er umgarnt
گذشته‌ی ساده
umgarnte
پرفکت
hat umgarnt
امری
umgarn! / umgarnt!
  • ich umgarne
  • du umgarnst
  • er/sie/es umgarnt
  • wir umgarnen
  • ihr umgarnt
  • sie umgarnen

جمله‌ی مثال با umgarnen

  • Er versuchte, sie mit Komplimenten zu umgarnen.

    او سعی کرد با تعریف‌ها او را فریب دهد.

«umgarnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.