سطح C2فعل

bezirzen

افسون کردن، جذب کردن

English: to charm, to captivate

صرف فعل bezirzen

حال
er bezirzt
گذشته‌ی ساده
bezirzte
پرفکت
hat bezirzt
امری
bezirze! / bezirzt!
  • ich bezirze
  • du bezirzt
  • er/sie/es bezirzt
  • wir bezirzen
  • ihr bezirzt
  • sie bezirzen

جمله‌ی مثال با bezirzen

  • Sie hat ihn mit ihrem Lächeln bezirzt.

    او با لبخندش او را افسون کرد.

«bezirzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.