سطح C2فعل

tupfen

نقطه چین کردن، تپاندن

English: to dot, to dab

صرف فعل tupfen

حال
er tupft
گذشته‌ی ساده
tupfte
پرفکت
hat getupft
امری
tupfe! / tupft!
  • ich tupfe
  • du tupfst
  • er/sie/es tupft
  • wir tupfen
  • ihr tupft
  • sie tupfen

جمله‌ی مثال با tupfen

  • Sie tupfte die Farbe vorsichtig auf die Leinwand.

    او رنگ را با احتیاط روی بوم نقطه‌چین کرد.

«tupfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.