نقطه چین کردن، تپاندن
English: to dot, to dab
Sie tupfte die Farbe vorsichtig auf die Leinwand.
او رنگ را با احتیاط روی بوم نقطهچین کرد.
«tupfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.