سطح C2فعل

toppen

پیشی گرفتن، بهتر بودن

English: to surpass, to top

صرف فعل toppen

حال
er toppt
گذشته‌ی ساده
toppte
پرفکت
hat getoppt
امری
topp! / toppt!
  • ich toppe
  • du toppst
  • er/sie/es toppt
  • wir toppen
  • ihr toppt
  • sie toppen

جمله‌ی مثال با toppen

  • Sein Rekord ist schwer zu toppen.

    رکورد او به سختی قابل پیشی گرفتن است.

«toppen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.