سطح C2فعل

tischen

سرو کردن، چیدن

English: to serve, to set (table)

صرف فعل tischen

حال
er tischt
گذشته‌ی ساده
tischte
پرفکت
hat getischt
امری
tisch! / tischt!
  • ich tische
  • du tischst
  • er/sie/es tischt
  • wir tischen
  • ihr tischt
  • sie tischen

جمله‌ی مثال با tischen

  • Die Eltern tischen Brot und Suppe auf.

    پدر و مادر نون و سوپ می‌کشن.

«tischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.