سطح C1فعل

ticken

تیک‌تاک کردن

English: to tick

صرف فعل ticken

حال
er tickt
گذشته‌ی ساده
tickte
پرفکت
hat getickt
امری
tick! / tickt!
  • ich ticke
  • du tickst
  • er/sie/es tickt
  • wir ticken
  • ihr tickt
  • sie ticken

جمله‌ی مثال با ticken

  • Man soll mit den Zeiten ticken.

    آدم باید همگام با زمانه پیش بره.

«ticken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.