سطح C2فعل

verticken

فروختن، سر کردن

English: to sell, to get rid of

صرف فعل verticken

حال
er vertickt
گذشته‌ی ساده
vertickte
پرفکت
hat vertickt
امری
vertick! / vertickt!
  • ich verticke
  • du vertickst
  • er/sie/es vertickt
  • wir verticken
  • ihr vertickt
  • sie verticken

جمله‌ی مثال با verticken

  • Er hat sein altes Auto vertickt.

    او ماشین قدیمی‌اش را فروخت.

«verticken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.